تبلیغات
روستای خضرلو - زندگی نا­­­­­مه شهید ابراهیم محمدپور
شعار سال94؛ دولت و ملت ،همدلی و همزبانی
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
زندگی نا­­­­­مه شهید ابراهیم محمدپور

 زندگینامه شهید ابراهیم محمدپور


شهید ابراهیم محمدپور در تاریخ۱۰/۱۱/۱۳۲۶ هجری شمسی برابر ۱۳۶۷ هجری قمری‏، در روستای خضرلو،  در یک خانواده مذهبی و مقید چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارشان، کربلایی­حسن محمدپور، از معتمدین وخیرین محل و بزرگ خاندان محمدپور می باشند. شـهید در سال۱۳۴۰شروع به تحصیلات مقدماتی می­کند و تا پایه سوم را به صورت مكتب خانه­ای، و پایه چهارم ابتدایی­ را پس­ از تاسیس مدرسه روستا، به صورت کلاسیک می­گذراند، ولی به علت فقر مادی، تحصیل را رها كرده و کمک کار پدر می­شود و به خاطرعلاقه­ زیاد به­کار کشاورزی، در روستا مشغول می­شود. در ماه مبارك­ رمضان، از سرشب تا سحر و دوباره پس از اقامه­ نماز صبح واستراحت، تا ساعت یازده صبح ­كارمی­كردند  .                    

 

شهید محمدپور در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی، با صبیه یکی­ از فامیل­های خودشان ازدواج می­نماید که این زندگی مشترک، ۱۴ سال طول می­کشد و ثمره­ آن، ۵ یادگار(۳ پسرو۲ دختر) می­باشد. پس از چند سال اقامت در روستا و بعد از پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی، به شهرستان سلماس مهاجرت می­كند. ازخصوصیات بارز شهید، این بود كه حضرت امام (ره) را خیلی دوست داشتند. بسیارمهمان ­­­­­نواز بودند و همیشه دوست داشتند كه در منزل، مهمان داشته باشند و نسبت به دیدار از خویشاوندان و فامیل و سنت حسنه صله ­رحم، علاقه وافری ازخود نشان می­دادند. همیشه فرزندان خودشان را به حجاب و نماز به موقع و روزه و همچنین تحصیل علم وادب و انتخاب دوست خوب توصیه می­كردند. یكی از آرزوهایش این بود كه به زیارت عتبات عالیات مشرف بشود و پسر بزرگشان (محسن) پزشك بشود كه الحمدلله آرزوی شهید برآورده شد و خودشان، با شهادت، به زیارت امام بی­سرخود شتافتند و پسر ارشدشان نیز اكنون پزشك می­باشند.                                                                          

   توصیه می­كردند كه دعا كنید من اسیرنشوم و فقط شهید بشوم. علاقه شدید به حضرت امام (ره) و حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ولایت­فقیه، او را برآن داشت تا وارد عرصه دفاع­ مقدس بشود، به همین دلیل، درمنطقه کردستان سلماس (پایگاه عملیاتی کردوان)، حضور مداوم پیدا کرده و به مبارزه خود علیه حزب ضد انقلاب دمکرات و اشرار منطقه می­پردازد. در پایگاه، با علاقه شدید، در کلاسهای احکام، قرآن و اخلاق شرکت می­کرد و هم وغمش این بود که اشكالات احکام و واجبات خودش را برطرف نماید. نماز را در صف اول، به جماعت برگزار می­کرد و نسبت به نماز شب ونیایش واستغفار، مقید بود. شهید، مدتی را نیز در مناطق عملیاتی جنوب حضور پیدا می­كند.    

    زمانی که درپایگاه عملیاتی کردوان، کمبودهـایی پیش­می­آمد، نیروها را با این عبارات که جنگهای زمان  پیامبر (صلی­ الله­ علیه ­و آله­ وسلم) و ائمه علیهم­السلام را به خاطر بسپارید که با یک دانه ­خرما، روز وشب را سپری می­کردند، دلداری می­داد. ازسجیه اخلاقی ”شجاعت“ به نحو بارز برخوردار بود.۲یا ۳روز مانده به­شهادتش، به خانه می­آید  و به خانواده­اش سرمی زند­ و از وضعیت فرزندش محسن که آن روزها ” اوریون“ گرفته بود، با خبرمی­ شود و با یک حالت خاصی از خانواده خداحافظی كرده و به منطقه می­رود. موقعی ­که می­خواست عازم ­منطقه ­بشود، دوماه مانده بود که آخرین فرزندش متولد شود و تأکید می­کند که ­اگر فرزندش متولد شد و پسر بود، به یاد حضرت اسماعیل علیه­السلام، اسمش­ را­­ « اسماعیل» بگذارند که همینطور هم می­شود و خودش نیز با صلابت به ­سوی مبارزه با نمرودیان زمان می­شتابد.    

    نحوه ­شهادت ­ایشان، به این­ صورت بوده ­که برنامه­ های پایگاه عملیاتی­ کردوان به صورتی بود که هر روز صبح، یک گروه­ از نیروها، با پای پیاده، از پایگاه تا پل­ تازه­ شهرسلماس را پیاده­ می­آمدند وجاده را بررسی­می­کردند، چون هر روز، حزب دمکرات، جاده منتهی به پایگاه را مین­گذاری می­­كرد یاکمین ­می­ گذاشت. آن روز، با چند نفر از نیروهای پایگاه، برای رفتن به مرخصی­، به راه می­افتند وطبق سفارش فرمانده پایگاه (شهید بهلول­ حسین­ نژاد)، با پای پیاده و با احتیاط و تأمین، مسیری را طی می­كنند که ازقضا، نیروهای­ ضد انقلاب ­حزب­ دمکرات، ­درمحل”­دره شور“ کمین گذاشته بودند که درجریان برخورد با کمین دشمن و درگیری، دو نفراز رزمندگان اسلام مجروح ودو نفرنیز شهید می شوند که از جمله شهید ابراهیم محمدپور، از ناحیه ­كمر مورد اصابت قرارگرفته و موقع انتقال به بیمارستان، به درجه رفیع شهادت نائل می­ آیند .

 

   تاریخ شهادت ایشان، روز پنج­شنبه ۱۵/۲/۱۳۶۲ برابر با ۲۱رجب­ المرجب سال ۱۴۰۳هجری­ قمری می­باشد که به ­یقین، برات شهادت را چند روز قبل، از صاحب ماه رجب و اول­ مظلوم عالم و نخستین شهید محراب دراسلام، یعنی مولایش­ امیرالمؤمنین ­حضرت ­علی­ علیه­السلام، به ­عنوان­ عیدی ولادت­ حضرت­ گرفته بوده است.

                                                                   

 

 

 



مرتبط با: شهدای روستا ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
What do you do for a strained Achilles tendon? سه شنبه هفدهم مرداد 1396 05:51 ق.ظ
I have been surfing online more than 3 hours as of late,
yet I by no means found any interesting article like yours.
It's pretty price sufficient for me. In my opinion, if all web owners and bloggers made just
right content material as you probably did, the internet
might be a lot more helpful than ever before.
BHW پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1396 12:06 ق.ظ
Fantastic goods from you, man. I've understand your stuff previous to and you're just extremely wonderful.
I really like what you've acquired here, really like what you're
saying and the way in which you say it. You make
it entertaining and you still take care of to keep it sensible.
I cant wait to read much more from you. This is really a
great website.
manicure شنبه نوزدهم فروردین 1396 08:24 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts on روستای
خضرلو - زندگی نا­­­­­مه شهید ابراهیم محمدپور.
Regards
محسن محمدپور جمعه دهم آبان 1392 04:32 ب.ظ
با درود به شهدا وامام شهدا ایشان به معنای واقعی کلمه عاشق خانواده بود ولی عشق به شهادت بالاتر ازهمه عشق هاست که عاشقانه بدان نایل گشت فرزند شهید ابراهیم محمدپور
ابراهیم محمدپور یکشنبه هفتم آبان 1391 09:58 ق.ظ
با سلام و درود به ارواح طیبه شهداء و امام راحل (ره) زندگینامه شهید محمدپور جالب بود . امیدوارم كه شهداء انقلاب اسلامی و در راس آنها ائمه اطهار (ع) شفیع ما باشند .
ابراهیم محمدپور - تهران - شهرستان بهارستان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر